عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
152
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
و بخراسان استادسيس [ 1 ] از جانب سيستان بيرون آمد با سيصد هزار مرد ، منصور مر مهدى را آنجا فرستاد ، تا آن فتنه را بنشاند . و عبد اللّه بن الاشتر [ 2 ] بناحيت بست و رخود [ 3 ] بيرون آمد ، و دعوت آشكارا كرد ، آخر بگريخت و بر زمين سند بشد و آنجا مقام كرد ، و او را عقب ماند بسيار . و منصور به حج رفت و نالنده [ 4 ] شد ، و علت [ 5 ] اسهال يافت و اندران علت بمرد . المهدى ابو عبد اللّه محمد بن عبد اللّه المنصور ، به مملكت بنشست هم در آن روز وفات
--> [ ( 1 - ) ] اصل : اسياوش ؟ كه صحيح آن استاذسيس است وى در سنه 150 ه . در خراسان بر خلاف سلطهء عرب خروج كرد و در سنه 151 ه . دستگير و به بغداد فرستاده شد و در آنجا بقتل رسيد ، مراجل مادر مأمون دختر اوست . ( الكامل 6 ر 219 ) و طبرى 6 ر 288 . [ ( 2 - ) ] اين شخص عبد اللّه بن محمد بن عبد اللّه علوى مشهور به اشتر است از نسل حضرت على كه پدرش او را در لباس نخاسان بطلب خلافت آل على پيش والى سند عمر بن حفص صفرى مشهور به هزار مرد در سنه ( 151 ه ) فرستاد ، ولى منصور در همين سال اين والى را عزل كرد ، و بجايش هشام بن عمرو تغلبى را به سند فرستاد ، وى اشتر را در جنگى بكشت و جسدش را در مهران ( سند ) انداخت . بقول طبرى ( 6 ر 291 ) اين واقعه در سال 151 ه . و بقول فصيحى در 154 ه . بود ( مجمل 1 ر 222 ) [ ( 3 - ) ] اصل : خود ؟ در ( ن ) آن را به غور تبديل كردهاند ، ولى من اين را رخود - رخذ - رخج يعنى آراكوزياى قديم و وادى ارغنداب و قندهار كنونى ميدانم . زيرا درهمان اوقات غور مفتوح نشده بود ، و مردم آن هم شايد مسلمان نبودهاند ، و همين وادى از راه درهء بولان به سند پيوسته است طبرى ( 6 ر 291 ) همين وقايع خروج و قتل اشتر را مىآورد ، ولى نام بست و غور را نمىبرد جز سند . [ ( 4 - ) ] يعنى ضعيف و رنجور . [ ( 5 - ) ] هر دو : با علت ؟